مکانی برای آنان که می خواهند بهترین باشند
(@_@)... A Place For Those Who Want To Be Best...(@_@) 
قالب وبلاگ
نويسندگان

 ده تکنیک محبوب تر شدن

"محبوب تر شدن"

یک نیاز ذاتی و درونی است که از کودکی در انسان ها شکل می گیرد .بر اورده نشدن این نیاز عواقب بسیار وخیم روانی به دنبال دارد. بهتر است در جستجوی راه هایی برای محبوب تر شدن باشیم . این طورنیست؟

1. دیگران را با کاستی هایشان بپذیرید .این که به دنبال دوستان کامل باشید تقریبا هیچ گاه میسر نمی شود . دیگران نیز مثل شما ناقص هستند و اخلاق و رفتار های نا پسندی نیز دارند. پس همان گونه که هستند به انان احترام بگذارید.

2. سرزنش کردن مداوم بقیه انها را از شما خواهد رنجاند . غیر از یک تذکر دوستانه، مصلحت امیز و مقطعی، بقیه حرف هایی که لحن شماتت امیز داشته باشد منجر به ایجاد فاصله بین شما و دیگران می شود.

3. مسلما حفظ احترام دیگران منجر به ایجاد احترام متقابل خواهد شد. نمی توانید کسی را در جمع خرد کنید و بعد توقع داشته باشید که او حقیقتا شما را دوست داشته باشد.

4. اداب مخالفت کردن را بیاموزید. بلند کردن صدا، بهره بردن از ادبیات تحقیر امیز و صحبت کردن با تحکم، راه مناسبی برای رد کردن ایده های دیگران نیست."عزیزم، من طور دیگری فکر می کنم " را امتحان کنید .

5.گوش کردن هنوز هم معجزه اسان ترین راه محبوب تر شدن است. به دیگران گوش دهید و به انها بفهمانید که حرفهایشان برایتان مهم است و به دقت در حال شنیدن هستید.

6.صداقت برگ برنده در فرایند محبوب شدن است . واقعا روراست بودن با دیگران تاثیری بسیار عمیق تر از انچه فکرش را بکنید در پی خواهد داشت.

7. تلخ زبانی مطلقا ممنوع ! واقعا اگر می خواهید که حرفتان دیگران را نیازارد یا ان را مطرح نکنید یا لحن و محتوایش را تغییر دهید.

8. در کلیه رفتار های اجتماعی خودتان را جای دیگران بگذارید انچنان که دوست دارید با شما برخورد شود باسایرین تعامل کنید .

9. نفرت انگیز تزین چیز دنیا احتمالا "نصیحت کردن "است. وقتی دیگران را نصیحت می کنید یعنی اینکه خود را دانا تر از وی فرض کرده اید. به جای نصیحت پیشنهاد کنید."از من می شنوی..."

اغاز خوبی برای حرف هایی است که فکر می کنید حتما باید به دوست تان بگویید.

10. با دیگران در رنج هایشان همدلی کنید. همدردی کردن کاری غیر ممکن است چون همه درد ها منحصر به فردند! اما همدلی کردن با مشکلات بقیه هم ممکن است و هم محبت را افزایش می دهد. صادقانه به انها بگویید به خاطر گرفتاری شان متاسفید و البته متاسف هم باشید!

 

[ ۱۳٩٠/۳/۸ ] [ ۸:۱۸ ‎ق.ظ ] [ Best G!rl ]

 با سلام و آرزوی سلامتی برای شما عزیزان

مسلما پوست یک عامل مهم در زیبایی است که آکنه از زیبایی و لطافت آن می کاهد .اگر شما از وجود جوش های درون صورتتان رنج می برید فکر می کنم نکات زیر بتواند به بهبود پوست شما کمک کنه.

 آکنه(جوش صورت) 

علت آکنه چیست؟ وراثت تا حدودی می تواند دخیل باشد .آکنه ژنتیکی است و در بعضی خانواده ها دیده می شود و یک نقص ارثی در منافذ پوست می باشد .استرس،قرار گرفتن در معرض نور خورشید ،تغییرات آب وهوایی در شیوع اکنه موثر است .انواع خاصی از مواد آرایشی و مصرف قرص های ضد بارداری نیز می تواند باعث بروز آن شود.

چند توصیه برای جلوگیری از آکنه:

1. مواد آرایش خود را تغییر دهید .

در زنان بالغ  آرایش  علت اصلی ایجاد اکنه است.  مواد ارایشی روغنی مشکل ساز می باشند. دکتر فالتون می گوید :"رنگ دانه های موجود در مواد ارایشی رژها وکرم های پاک کننده مشکل اصلی نیستند و اب موجود در این محصولات نیز مشکل زا نیستند بلکه مشکل شما روغن موجود در آن ها می باشد " روغن موجود معمولا از مشتقات اسیدهای چرب می باشد که از اسید های چرب موجود در بدن شما خطرناک ترند اگر به آکنه مستعد هستید از مواد ارایشی غیر روغنی استفاده کنید.

2.بر چسب محصولات خود را بخوانید.

ازاستعمال مواد آرایشی که دارای لانولین ،ایزوپروپیل میریستات ،سدیم لوریل سولفات،لورت و رنگ های قرمزC و d می باشد باید اجتناب کرد زیرا این مواد برای پوست مضر می باشند.

3.مواد آرایشی را از روی صورت خود بشویید.

آرایش خود را هر شب به طور کامل بشویید . از یک صابون ملایم(دو بار در روز) استفاده کنید ومطمئن شوید که به طور کامل صابون را از صورت خود پاک کرده اید.شش یا هفت بار شستشو با آب باید صورت گیرد.

4.به سمت ظاهری عادی تر بروید. 

دکتر فالتون می گوید:" هر قدر از مواد آرایشی کمتر استفاده کنید بهتر است"

5.قرص ها مقصر هستند. 

تحقیقاتی که به وسیله ی دکتر فالتون صورت گرفته است نشان می دهد که برخی از قرص های ضد بارداری اکنه را تشدید می کند اگر مشکل آکنه دارید و قرص مصرف می کنید موضوع را با یک دکتر مطرح کنید چرا که ممکن است دکتر داروی دیگری به شما بدهد ویا روش های دیگری را به شما توصیه کند.

6.به جوش ها دست نزنید.

دکتر پاچی می گوید:"شما نباید جوش های  قرمزیا نوک سفید را فشار دهید." جوش قرمز نشانه ی التهاب است و شما نباید با فشار دادن به التهاب ان بیفزایید .وی اشاره کرد که شما هیچ کاری نمی توانید انجام دهید تا جوش ها زود تر از بین بروند به طور معمول یک جوش قرمز 1 تا 4 هفته باقی می ماند ولی اغلب از بین می رود دکتر پاچی اضافه می کند که یک جوش نوک سفید یک منفذ ملتهب مسدود می باشد. هنگامی که شما جوش نوک سفید را فشار می دهید ممکن است دیواره های منفذ بشکند و محتویات آن خارج شود ودر نتیجه یک جوش قرمز رنگ ایجاد شود .جوش قرمزرنگ معمولا از پاره شدن دیواره منفذ جوش های نوک سفید ایجاد می شود.

7.چه موقع باید جوش ها را فشار بدهیم؟

اگر چه بهتر است به اکثر جوش های قرمز دست زده نشود ولی در یک نوع فشار دادن باعث بهبودی سریع جوش می شود . دکتر پاچی توضیح می دهد:"گاهی اوقات یک جوش دارای چرک مرکزی زرد رنگ می باشد و فشار ملایم باعث باز شدن ان می شود و هنگامی که چرک خارج شد سریعتر بهبود می یابد".

8.به جوش های سر سیاه حمله کنید.

با فشار دادن می توانید از شر این جوش ها خلاص شوید. یک جوش سر سیاه همان منفذ مسدود شده می باشد ماده داخل ان جامد و سطح منفذ ان گسترش یافته است به نظر دکتر پاچی قسمت سیاه این جوش ها چرک نیست و در حقیقت متخصصان پوست مطمئن نیستند که این قسمت سیاه چیست اما هر چه باشد موجب ایجاد جوش نمی شود .

9.برای معالجه آکنه از دارو ها استفاده کنید.

شما می توانید از محصولات دارویی استفاده کنید . از داروهایی که حاوی بنزوئیل پر اکساید  می باشند استفاده کنید. قسمت بنزوئیل ، پراکساید را به داخل منافذ می کشاند و اکسیژن ازاد می کند و اکسیژن باکتری های تشدید کننده آکنه را می کشد. همچنین بنزوئیل سلول های چربی را که موجب اسیب به منافذ می شوند ، مهار می کند .

دارو های ضد آکنه به اشکال مختلف نظیر ژل،لوسیون ویا کرم می باشند . دکتر فالتون پیشنهاد می کند که از ژل های با پایه ابی استفاده کنید تا کمترین اثر تحریکی را روی پوست شما داشته باشد.همچنین، او پیشنهاد می کند 1 ساعت از این داروها ودر هنگام غروب استفاده کنید و هنگام خواب ، خصوصا نواحی چشم ها و گردن را بشویید.

10.فریب درصد دارو ها را نخورید.

دارو های ضد آکنه حاوی بنزوئیل پر اکساید،از ۵/٢ تا 10 درصد از این ماده (بنزوئیل پر اکساید) را دارند. به گفته دکتر توماس گاسل ( استاد دارو شناسی و سم شناسی)  درصدها درتاثیر این دارو ها اثر کمی دارند و در اکثر ازمایش هایی که انجام گرفته محصولات دارای درصد پایین همان اثر درصدهای بالاراداشتند یعنی 5درصد به همان اندازه 10 درصد موثر می باشد.

 

11. پوست خشک به مراقبت بیشتری نیاز دارد.

پوست خشک ممکن است به بنزوئیل پر اکساید حساس باشد بنابراین دکتر گاسل توصیه می کند که شماابتدا از درصد های کم  استفاده کنید سپس به ارامی غلظت را افزایش دهید .وی گفت:"در ابتدا پوست شما به قرمز شدن تمایل دارد اما این یک واکنش طبیعی است ".

112.خود را از نور خورشید دور نگه دارید.

دارو های موثر در درمان اکنه ممکن است در نور آفتاب واکنش های معکوس به نور افتاب داشته باشد قرار گرفتن در معرض نور خورشید و لامپ های مادون قرمز را به حد اقل برسانید تا واکنش خود رانسبت به انها تجربه کنید.

13.صورت خود را پاک کنید.

به گفته دکتر گاسل هر بار قبل از مصرف دارو صورت خود را بشویید .

14.در یک زمان مشخص از یک نوع درمان استفاده کنید.

درمان ها را باهم مخلوط نکنید . در صورت استفاده از دارو های تجویز شده توسط پزشک ، از مصرف دارو های تجاری خودداری کنید.

15. علت واقعی چیست؟

اگر چه به نظر مشکوک می رسد، اما اگر پوست شما مستعد اکنه است به اعتقاد پزشکان ، غذا های دریایی و دیگر غذا های حاوی ید باعث افزایش اکنه می شود.بنابرین ید یک عامل مهم در افراد مستعد به اکنه است . به نظر دکتر فالتون ید وارد بدن می شود و به جریان خون راه می یابد و اضافی ان از طریق غدد چربی خارج می شود هنگامی که از طریق این غدد ترشح می شود باعث اسیب به منافذ سلولی می شود و آکنه به طور نا گهانی ایجاد می شود .به نظر دکتر فالتون مشخص نیست که چه میزانی از ید باعث ایجاد اکنه می شود اما مصرف طولانی مدت و زیاد ان می تواند سبب ایجاد اکنه شود.

نکته:

بنزوئیل پر اکساید دارای ترکیب مشابهی با رتین A و دیگر محصولات حاوی ویتامینA ، مانند آکوتان  می باشد.دکتر گاسل می گوید که یک شخص نباید از هر دو درمان استفاده کند.

آکنه به چهار درجه تقسیم می شود :

درجه اول که نوع خفیف و شامل تعدادی جوش های نوک سیاه و نوک سفید است و چهارمین و شدید ترین حالت،شامل تعداد زیادی جوش های نوک سفید، نوک سیاه، تاول ریز، ندول و کیست می باشد.درجه چهار اکنه، همراه التهاب شدید و تغییر رنگ قرمز یا صورتی میباشد در این حالت بهتر است خود را به متخصص پوست نشان بدهید. 

 آکنه شدید اگر به درستی درمان نشود باعث ایجاد اسکار  شدید میشود. تجویز داروی اکوتان  در درمان اکنه شدید موثر است .

 این دارو منجر به ناهنجاری هایی در جنین می شود ونباید برای زنان بار دار تجویز شود.( البته این دارو برای افراد عادی وخانم های غیر باردار هم عوارضی دارد که باید تحت نظر پزشک مصرف شود.)

از گسترش آکنه جلوگیری کنید.

از دارو های ضد اکنه به اندازه ٢۵/١ سانتی متر در اطراف محل درگیر(به جوش)استفاده کنید تا از گسترش اکنه جلوگیری شود .درمان دارویی درواقع به بهبود جوش های موجود کمک نمی کند بلکه بیشتر جنبه پیشگیری دارد.در هر صورت اکنه از بینی به طرف گوش ها گسترش می یابد و شما باید اطراف ناحیه درگیررا نیز درمان کنید. 

امیدوارم این مطلب مورد استفاده شما قرار گرفته باشه و بتونه تا حدودی به بهبود پوست شما کمک کنه. در ضمن اگر مطلب یا موضوع خاصی مد نظرتون بود در قسمت نظرات اعلام کنید تا در اختیارتون قرار بدم .با ارزوی سلامت و زیبایی برای شما.bye  تا hi بعدی.

[ ۱۳٩٠/۳/۸ ] [ ٤:٤٦ ‎ق.ظ ] [ Best G!rl ]

 

یک داستان واقعی:

سال اول دانشگاه باهاش آشنا شدم  یک دختر خوب و مهربون و خون گرم فلسفه غرب میخوند و خیلی هم با سواد بود مدت زیادی طول نکشید که جای خودشو توی دل خیلی از بچه ها باز کرد خصوصیات اخلاقی منحصر بفردی داشت که بر جذابیتش می افزود

تنها ایرادی که داشت این بود که در مورد مسائل اعتقادی خیلی بدبین بود به همه چیز شک داشت و دنباله رو فیلسوفان شک گرا بود  همین که می خواستیم دوتا کلمه اختلاط دوستانه داشته باشیم  همه حرف ها رو می برد تو قالب های فلسفی و میخواست سبک و سنگین کنه یک مطلب سطحی رو ساعت ها در موردش فکر میکرد قضیه رو تا یا به ما ثابت کنه چه حرف بی اساسی زدیم یا اینکه خودش به یه نتیجه مطلوب و عقل پسند برسه وقتی می خواستیم یه زیارت ساده بریم هزار و یک سؤال ریز و درشت می پرسید که چرا؟چطور؟ علت چیه معلول چیه ؟ از کجا میشه ثابت کرد که مثلا یک قبر میتونه تأثیری در روند امور داشته باشه و خلاصه راضی کردنش کار حضرت فیل بود تا از حکمت و مصلحت حرف میزدیم کلا ما رو تخطئه میکرد و بدنبال یک پوچی می گشت ، با همه این اوصاف با هم کنار می ساختیم و البته در روابط اجتماعی بسیار قوی بود و کلا آدم دوست داشتنی ای بود.

همیشه در حال مطالعه بود وقتای استراحتش هم توی آرشیو دانشگاه روزنامه و مجله ها رو ورق میزد.

 یک روز که توی خوابگاه دور هم جمع بودیم و گل می گفتیم و گل می شنیدیم یکباره در باز شد و با یک رنگ و روی پریده و چشم های پر اشک وارد اتاق شد و هق هق زد زیر گریه گفت بچه ها کسی با من میاد بریم قم زیارت ؟ همه ما از تعجب شوکه شده بودیم ولی حالی که اون داشت اجازه هیچ پرسشی رو به ما نداد همگی آماده شدیم و سریع به سمت ترمینال جنوب رفتیم و راهی قم شدیم تمام مسیر آرام آرام اشک می ریخت و زیر لب زمزمه میکرد.ما همه حدس میزدیم حتما اتفاق بزرگی افتاده که این دوست فیلسوف شک گرای تا این حد متحول شده ، اما نمی خواستیم خلوتش رو به هم بزنیم وقتی به قم رسیدیم مستقیم به سمت حرم رفتیم این دوست ما حال عجیبی داشت تا  وارد صحن حرم شدیم زانو هاش خم شد و افتاد به قدری گریه میکرد که همه متأثر شده بودیم خلاصه در حین زیارت حال عجیبی داشت بعد از زیارت که آروم شده بود گفتیم : "حالا میگی چی شده یا نه ؟" گفت : "بچه ها منو ببخشید که با این عقل ناقصم می خواستم این مسائل بزرگ رو رد کنم من خودم راه گم کرده ام ."

در قفله قلبم داشت می ایستاد آروم به خدایی که تا همون دقایق به وجودش شک داشتم گفتم خدایا دیدن اون ماجرا از طرف تو بود من باید حواسمو جمع کنم خودت کمکم کن تو رو به فاطمه زهرا و به حضرت معصومه (علیهما سلام ) قسم میدم کمکم کن و تو اون شرایط بحرانی گفتم یا حضرت معصومه به من کمک کن نذار اینا دستشون به من برسه....

گفتم: همه اینا رو که ما میدونیم چی شد تو به این نتیجه رسیدی ما که حریفت نشدیم ؟

گفت : یه روز که مثل همیشه سری به آرشیو روزنامه ها زدم یه دسته روزنامه برداشتم که بخونم یک باره همشون از دستم رها شدند و زیر میز افتادند فقط یه برگه که صفحه حوادثش بود توی دستم موند من هرگز به این صفحه نگاه نمیکردم اونروز یه حس عجیب توجه منو به مطلبی جلب کرد که ... دوباره شروع کرد به گریه کردن کمی طول کشید تا تونست بر احساساتش مسلط بشه و ادامه داد انروز توی اون روزنامه حکایت دختری بود که یه روز وقتی سوار تاکسی میشه کمی جلوتر راننده دو نفر دیگه رو هم سوار میکنه و کمی که جلو میره یکیشون یه چاقو در میاره و دختر رو تهدید میکنه که اگر تکون بخوری و یا صدات در بیاد می کشیمت دخترک میفهمه که به دام افتاده سعی میکنه بر اعصابش مسلط باشه و یه راهی پیدا کنه و خلاصه با یک سری کلک ها راننده رو متقاعد میکنه که من با شما همراه میشم فقط چون اعتیاد شدیدی به سیگار دارم هرجا تونستید نگه دارید من سیگار بخرم و برای اطمینان یکیتون همراه من بیایید همین که پیاده میشه با سرعت فرار میکنه و به مردم پناه میبره و شیادان هم فرار میکنند تا اینکه خودشو به کلانتری میرسونه و ...

و برای ما سخت بود باور کنیم یک همچین ماجرایی توی روزنامه باعث تحول دوست ما بشه گفتم : همین این همه ما رو کشوندی اینجا که اینو بگی گفت: "نه انروز یکی انگار توی گوش من گفت این ماجرا رو فراموش نکن تا امروز برای خرید بیرون رفتم موقع برگشت از بس خسته بودم حال نداشتم صبر کنم تاکسی بیاد سوار یک ماشین شخصی شدم کمی جلو تر راننده یک نفر دیگه رو هم سوار کرد ناخودآگاه یاد ماجرای روزنامه افتادم و حساس شدم و به دقت مواظب رفتار راننده و شخصی که کنار خودم نشسته بود شدم متوجه شدم اینا با هم آشنا هستن ماجرای روزنامه یک بار دیگه امد جلوی چشمم و همون صدا که گفت این ماجرا رو فراموش نکن خیلی ترسیده بودم خیلی آروم بدون اینکه متوجه بشن دستمو بردم و دستگیره در رو کشیدم دیدم بله در قفله قلبم داشت می ایستاد آروم به خدایی که تا همون دقایق به وجودش شک داشتم گفتم خدایا دیدن اون ماجرا از طرف تو بود من باید حواسمو جمع کنم خودت کمکم کن تو رو به فاطمه زهرا و به حضرت معصومه (علیهما سلام ) قسم میدم کمکم کن و تو اون شرایط بحرانی گفتم یا حضرت معصومه به من کمک کن نذار اینا دستشون به من برسه.....

 ما حسابی هیجان زده شده بودیم و اصلا باورمون نمی شد که این حوادث اینقدر به ما نزدیک هستند و همیشه فکر می کنیم این اتفاقات فقط در فیلم ها و داستان ها میفته داشتم با خودم فکر میکردم که اگر من جای دوستم در آن شرایط بحرانی قرار میگرفتم چکار میکردم؟ دیدم بی شک سکته میکردم . با هیجان و بغض پرسیدم باورم نمیشه بعد چی شد؟

دوستم با لبخندی همراه با اشک ادامه داد در تمام زندگیم حس به اون خوبی نداشتم انگار تو بهشت بودم و در امنیت کامل وقتی حضرت معصومه (سلام الله علیها) رو از ته دلم صدا زدم بی اختیار دلم آروم شد و هوشیار شدم  به دور و بر نگاه کردم راننده داشت مسیرشو توی یک خیابون خلوت ادامه میداد و راهنما زد که وارد یه کوچه بشه و در همین حین یک اشاره ای به همدستش کرد میدونستم دیگه وقت تعلل نیست بره توی کوچه کارم تمومه با توسلی دوباره به حضرت معصومه (سلام الله علیها ) شجاعتم بیشتر شد دستم گذاشتم روی دلم و گفتم آقا ببخشید من حالم خیلی بده الانه که بالا بیارم میشه نگه دارید لطفا راننده دستپاچه شد و همدستش گفت نخیر خانوم من دیرم میشه گفتم : خواهش میکنم راننده یه چیزی شبیه چاقو از جیبش در اورد و با یک نگاه خصمانه گفت فقط سریع می دونستم این شانس آخرمه به دوستش اشاره کرد که با من پیاده بشه به حالت خم در حالی از ماشین پیاده شدم و دوست راننده هم پشت سرم پیاده شد اگر قدم از قدم بر می داشتم سریع منو می گرفت و هر چی رشته بودم پنبه می شد کنار جدول خیابان نشستم و با حالتی که مثلا دارم بالا میارم  توی جوی آب رو نگاه کردم زیر زباله ها یک تکه شیشه شکسته دیدم برش داشتم ایستادم و محکم به صورت طرف کشیدمش و تمام توانم رو جمع کردم و دویدم طرف تا متوجه شد من چند قدمی دور شده بودم راننده هم با چند تا ناسزا با ماشین بدنبالم امد ولی ماشینایی که از روبه رو میومدن متوجه شدن با بوق زدن اونها راننده برگشت به طرف دوستش و فرار کردند تمام وسایل و مدارک من هم توی ماشینشون موند" و گفت : "بچه ها هر اتفاق کوچکی میتونه یه دنیا درس باشه برای ما دنیا خیلی حساب کتاب داره باید خیلی مواظب رفتارمون باشیم  چرا اون روز بین اون همه روزنامه باید همون یک ورق دست من می موند و چرا من باید بین اون همه کادرهای کوچک و بزرگ چشمم به اون کادر کوچک بیفته اگر با خوندن اون ماجرا من آمادگی لازم رو بدست نمی اوردم که اون بحران رو مدیریت کنم چه آینده ای در انتظارم بود؟!"

 گفت:" اگر الان تمام فلاسفه شرق و غرب جمع بشن که منو از این اعتقاد برگردونند نخواهند توانست خدا همیشه هست و معصومان (علیهم السلام )بسیار به ما نزدیکند به ضریح نگاه میکرد و لبخند میزد در ته نگاهش یه حس ماورایی بود و ما آرام اشک می ریختیم ...

[ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ٧:٢۱ ‎ب.ظ ] [ Best G!rl ]

با سلام به همه ی دوستان عزیز اگر شما در مهار احساساتتون با مشکل رو به رو هستید یا احساسات منفی شما رو اذیت می کنه این شش مرحله می تونه به شما کمک کنه .اما به شرط اینکه فقط به خوندن این مطلب بسنده نکنید بلکه بهش عمل کنید . می دونید که علم بدون عمل فایده نداره .ممکنه اول کمی دشوار باشه اما با تکرار این مراحل شما می تونید به راحتی احساساتتون رو در اختیار بگیرید.این شش مرحله عبارتند از:

مرحله اول

احساس واقعی خود را مشخص کنید

غالبا افراد به حدی دچار مشکل می شوند که حتی نمی دانند چه احساسی دارند. فقط می دانند احساسات و عواطف منفی به انها حمله ور شده اند.به جای اینکه احساس کنید کلافه اید گامی به عقب بردارید و از خود بپرسید "در حال حاضر چه احساسی دارم؟"اگر فکر می کنید:" من عصبانیم" ان گاه از خود سوال کنید: " ایا واقعا عصبانی ام ؟" یا احساس دیگری دارم؟ شاید احساس ازردگی می کنم . یا شاید احساس می کنم اشتیاقم را از دست داده ام . به خاطر داشته باشید که شدت احساسات "رنجش" یا "ازردگی" کمتر از احساس "عصبانیت" است . لحظه ای وقت خود را صرف کنید تا برایتان مشخص شود چه احساسی پیدا کرده اید و ان وقت احساس خود را زیر سوال ببرید.ممکن است بتوانید شدت احساسات خود را کاهش دهید و در نتیجه راحت ترو سریع تر با شرایط کنار بیایید.به عنوان مثال اگر بگویید :" در حال حاضر احساس می کنم مورد تایید قرار نگرفته ام "باید از خود بپرسید : ایا واقعا چنین احساسی دارم یا احساس می کنم از شخص مورد علاقه ام جدا شده ام؟ایا احساس می کنم مورد تایید قرار نگرفته ام یا احساس ندامت می کنم ؟ یا کمی دلسرد شده ام ؟ از تاثیر لغات دگرگون کننده در کاهش احساسات خود غافل نباشید. و وقتی برایتان مشخص شد واقعا چه احساسی دارید می توانید باز هم از شدت احساس خود بکاهید و این گونه است که می توانید راحت تر از عواطف خود درس بگیرید .

مرحله دوم

عواطف خود را بشناسید و سپاسگزارشان باشید چون حامی تان هستند

 شما هیچ گاه نمی خواهید احساس نادرستی داشته باشید . چنین احساسی به ارتباط صادقانه تان نسبت به خود و دیگران خد شه وارد می کند . خوشحال باشید که بخشی از مغزتان پیامی به شما می فرستد و دعوت تان می کند تا تغییری در نحوه ی برداشت خود در زمینه ا ی خاص یا اعمالتان به وجود اورید. اگر می خواهید به احساسات خود اعتماد داشته باشید این نکته را بدانید که حتی در لحظه ای که نمی دانید چه احساسی دارید وظیفه ی انها حمایت از شماست تا تغییری مثبت به وجود اورید.دانستن این نکته موجب می شود دست از پیکار با خود بردارید و در مسیر راه حل های ساده گام نهید.اگر احساسی نادرست داشته باشید به ندرت می توانید از شدت ان بکاهید مقاومت شما موجب مقاومت بیش تری می شود .

از تمامی احساسات و عواطف خود سپاسگزار باشید.انها همانند کودکی که نیاز به محبت دارد بلا فاصله ارام می شوند.

مرحله سوم

نسبت به پیام های عاطفی تان کنجکاو باشید

اگر خود را در وضعیت روحی یی قرار دهید که در ارتباط با امری کنجکاوی به خرج دهید می توانید بلا فاصله هر گونه الگوی احساسی را بر هم بزنید و در مورد خودتان مطالب زیادی دستگیرتان شود . کنجکاوی موجب می شود بر احساسات تان تسلط یابید راه حلی پیدا کنید واجازه ندهید در اینده بازهم دچار چنین مشکلی شوید.هنگامی که احساسی را تجربه می کنید نسبت به پیام ان کنجکاوی به خرج دهید . در حال حاضر باید چکار کنید تا اوضاع بهتر شود؟ به عنوان مثال اگر احساس تنهایی می کنید کنجکاوی به خرج دهید و بپرسید: "شاید چون وضعیت کنونی را نادرست تعبیر کرده ام احساس تنهایی می کنم در حالی که حقیقت امر این است که دوستان زیادی دارم . اگر به انها بگویم می خواهم ملاقاتشان کنم ایا انها به این کار تمایل دارند ؟ ایا پیام این احساس تنهایی این نیست که باید وارد عمل شوم و با دیگران ارتباط برقرار کنم ؟

در اینجا چهار سوال اورده ام که می توانید از خود بپرسید تا نسبت به احساسات تان کنجکاو شوید :

1. واقعا می خواهم چه احساسی داشته باشم ؟

2.چه باوری موجب شده چنین باوری پیدا کنم؟

3.در حال حاضر باید چه کار کنم تا به راه حلی برسم و بر شرایط تسلط یابم؟

4.از این شرایط چه درسی می توانم بگیرم؟

هنگامی که نسبت به احساسات خود کنجکاومی شوید درس های مهمی می گیرید که نه تنها در همان لحظه بلکه در اینده نیز به کارتان خواهد امد.

مرحله چهارم

اعتماد به نفس داشته باشید

مطمئن باشید می توانید بلا فاصله بر احساس خود غلبه کنید سریع ترین راحت ترین و موثر ترین راه برای تسلط بر هر احساسی این است که به خاطر بیاورید زمانی نیز احساسی مشابه ان داشته اید و لذا با موفقیت ان را تحت اختیار در اورید. چون در گذشته نیز بر این احساس غلبه کرده اید بودن شک باز هم می توانید چنین کنید .حقیقت امر این است که چون قبلا نیز چنین احساسی داشته اید و توانسته اید بر ان تسلط یابید راه کاری در اختیار دارید که یاریتان می دهد حالات روحیتان را تغییر دهید. اینک به زمانی فکر کنید که چنین احساسی داشته اید و توانسته اید به گونه ای مثبت با ان رو به رو شوید. ان شیوه را الگو قرار دهید تا هم اینک احساس خود را تغییر دهید. در گذشته چه کار کرده اید؟ ایا مرکز توجه تان را تغییر داده اید یا سوالاتی مطرح کرده اید؟ شاید هم دست به عمل جدیدی زده اید؟ اینک همان کار را با اعتمادی که قبلا داشته اید انجام دهید به عنوان مثال اگر احساس افسردگی می کنید و قبلا توانسته اید بر ان غلبه کنید از خود بپرسید:"در ان زمان چه کرده ام؟"ایا دست به عمل تازه ای زده اید و مثلا به پیاده روی رفته اید یا اینکه با چند تن از دوستانتان تماس گرفته اید؟ هنگامی که برایتان مشخص شد در گذشته چه کار کرده اید هم اکنون ان اعمال را انجام دهید و ان گاه است که در می یابیدمی توانید به همان نتایج دست یابید.

مرحله پنجم

اطمینان حاصل کنید که نه تنها در حال حاضر بلکه در اینده هم می توانید بر احساسات خود غلبه کنید

شما باید اطمینان یابید که می توانید در اینده نیز به راحتی بر احساس خود غلبه کنید. یکی از راه های ساده این است که روش های موثر گذشته را در ذهن تکرار کنید تا هر گاه در اینده نیز چنین احساسی پیدا کردید بتوانید ان را تحت کنترل در اورید . این روش ها را در ذهن به تصویر بکشید و ان ها را احساس کنید .تکرارو شدت بخشیدن به ان صحنه مسیری عصبی در ذهنتان به وجود می اورد که می توانید به راحتی با مشکلات مشابه رو به رو شوید و بر ان غلبه کنید .در ضمن سه یا چهار روش دیگری را که برای مقابله با چنین احساسی دارید روی کاغذ بیاورید . به راه هایی بیندیشید که می توانید هنگام بروز "علایم عمل" احساسات یا احتیاجات یا اعمال خود را تغییر دهید.

مرحله ششم

در خود هیجان به وجود اورید و دست به عمل بزنید

اینک که پنج مرحله ی قبلی را پشت سر گذاشته اید مرحله ی نهایی را پشت سر بگذارید در خود هیجان به وجود اورید و دست به عمل بزنید . از اینکه می توانید به راحتی بر احساستان غلبه کنید به هیجان بیایید ودست به عمل بزنید تا ثابت کنید می توانید موفق شوید .به احساسات محدود کننده تان توجه نکنید با تکرار مو فقیت های قبلی این مطلب را برای خود باز گو کنید .به خاطر داشته باشید که اقدامات جدید شما نه تنها بر روی نحوه ی احساس کنونی تان تاثیر می گذارد و ان را تغییر می دهد بلکه در صورت بروز چنین احساسی در اینده نیز کار گشا خواهد بود .

با این شش مرحله ی ساده می توانید هر احساسی را در زندگی تان تحت اختیار در اورید. اگر باز هم احساس قبلی به سراغ تان امد با تکرار این شش مرحله احساس خود را مشخص کنید و در مدت زمان کمی ان را تغییر دهید. از این شش مرحله استفاده کنید. ممکن است ابتدای کار کمی دشوار باشد اما هر چه بیشتر از این شیوه استفاده کنید راحت تر می توانید ان را به کار گیرید و به زودی تسلط لازم را پیدا خواهید کرد . این مراحل همچون مربیانی هستند که مرحله به مرحله هدایت تان می کنند و به شما نشان می دهند برای نیل به اهدافتان باید چه کنید. به خاطر داشته باشید بهترین زمان برای غلبه بر هر احساسی لحظه ی اغاز ان است. هنگامی که احساسی به نقطه ی اوج می رسد غلبه بر ان دشوار تر است فلسفه من این است :

(غول را باید هنگامی از میان برد که هنوز کوچک است.)به محض اینکه "علایم عمل" را احساس کردید این مراحل را اجرا کنید. انگاه در می یابید قادرید بلا فاصله بر هر احساسی غلبه کنید .

بر گرفته از کتاب قدرت شگرف درون (از انتونی رابینز)

با ارزوی موفقیت برای شما عزیزان.بای.

[ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ Best G!rl ]

آنتونی رابینز(ANTHONY ROBBINS)

آنتونی رابینز متفکر بزرگ امریکایی است :آنتونی رابینز تا سن 22 سالگی جوانی گمنام فقیر و تن پرور بود.اما ناگهان با یک تصمیم قاطع و به کار گیری اراده ی قوی دگرگونی عظیمی در خود ایجاد کرد. او درمدت کوتاهی به بیشترین ارزوها و رویاهای جوانی خود جامه ی عمل پوشانید. قصری زیبا و بزرگ در ساحل سن دیه گو خریداری کرد و چند طبقه ی ان را به دفتر کار خود اختصاص داد و به یکی از بزرگترین سخنرانان و گویندگان برنامه های روانشناسی رادیو تلوزیون در امد.شهرت او از طریق نوارهای سخنرانی به دور ترین نقاط جهان رسید.با همسر دلخواه خود ازدواج کرد ودر حال حاضر یکی از افراد ثروتمند ایالات متحده ی امریکا به شمار می رود. آنتونی رابینز اهداف معنوی را بسیار با ارزشتراز مقاصد مادی می شمارد. اکنون کتابهای او در ردیف پر فروش ترین کتابهای دنیا قراردارد.

 

[ ۱۳٩٠/۳/٦ ] [ ۳:٢۱ ‎ب.ظ ] [ Best G!rl ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام به آنان که می خواهند بهترین باشند و بهترین ها را می خواهند. من سعی دارم در این وبلاگ بهترین اطلاع رسانی رو داشته باشم و همه نوع اطلاعات و موضوعاتی رو در اختیارشما دوستان عزیز قرار بدم.لطفا با نظرات خود به پیشرفت و بقای وبلاگ کمک کنید.اگر مطلب یا موضوع خاصی مد نظرتون هست بگید تا توی وب قرار بدم.در ضمن اگر خواستید منو لینک کنید با (بهترین ها) لینک کنید و بگید تا منم شما رو لینک کنم.مطالب این وبلاگ از هیچ وبلاگ یا وبسایت دیگه ای کپی برداری نشده ممنون میشم شما هم از مطالب این وب کپی برداری نکنید. و در صورت کپی برداری منبع رو ذکر کنید.
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
RSS Feed

تصاویر زیباسازی نایت اسکین
داستان روزانه

音符の足跡ブログパーツ

[PR] 無料で面白タイピング!